خرید بک لینک
اونجایی که فرانکی می گه:

I'm afraid

I'm afraid to be alone

I'm afraid not to be alone

I'm afraid of what I am

what I'm not

what I might become

what I might never become

I don't want stayin at my job for the rest of my life but I am

I'm afraid to leave

I'm so tired

I'm just so tired, you know?

نوشته شده در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 6:44 توسط مَن| |

برچسب: نویسنده: هلیا محمدی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 23:42

چه باک که شبیه کلیشه هاست، وقتی حس می کنم درست است؟ به یادِ اندوه دوره ی نوجوانی!: (متن از پونه مقیمی) تمام ان روزها گذشت. تمام ان روزهایی که در انتظار امدنت بیدار میماندم.تمام ان شبهایی که نگران برگشتت بودم و برایت دعا میخواندم.ان روزها گذشت و من بزرگتر شدم.بزرگتر شدم و متوجه شدم همیشه منتظرت هستم. در هر لحظه و هر اتفاق، تو را جستجو میکنم. چه جستجوی عبثی ! چقدر زمان را از دست دادم. به نظرم هیچ از

برچسب: سنگین,آرام,عمیق,تلاطم, نویسنده: هلیا محمدی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 23:42

صفحه بندی